کوروش Kurosh

کوروش بزرگ دارای اولین نوشته برای آزادی و حقوق بشر در ‫جهان است ،منشور کوروش

آزادی حقوق بشر کوروش کبیر

منشور کورش بزرگ

نخستین اطلاعیه ی حقوق بشر در جهان


 

استوانه آزادی حقوق بشر کوروش کبیر 

http://www.aariaboom.com/content/view/400/

http://www.aariaboom.com/content/blogcategory/190/279/

http://www.aariaboom.com/content/view/1511/279/

 

از : دکترهوشنگ طالع

منشور کورش هخامنشی

1. ...

2. همه ی جهان.

3. ... مرد ناشایستی به نام [ نبونید ] به فرمان روایی کشورش رسیده بود.

4. ... او آیین های کهن را برانداخت و نادرستی ها را جایگزین آن ها کرد.

5. معبدی به تقلید از نیایشگاه «ازگیلا»(Esagila) برای شهر «اور»(Ur) و دیگر شهرها ساخت.

6. او، کار ناشایست قربانی کردن [ انسان ] را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهای ناپسند می کرد. خشونت و بدکرداری.

7. او، کارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با وضع مقررات نامناسب، در زندگی مردم دخالت می کرد. [ او ]، اندوه و غم را در شهرها پراکند. او، از پرستش «مردوک»(Marduk) خدای بزرگ روی برگرداند.

8. او، مردم را به سختی معاش دچار کرد. [ و ] هر روز به شیوه ای ساکنان شهر را آزار می داد. او، با کارهای زشت خود، مردم را نابود می کرد ... همه ی مردم را.

9. از ناله و دادخواهی مردم، «انلیل»(Enlil)، خدای بزرگ آزرده شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.

10. مردم از خدای بزرگ می خواستند تا به وضع همه ی باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه ی شان رو به ویرانی می رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به بابل بازگردند.

11.ساکنان سرزمین «سومر»(Sumer) و «اکد»(Akad)، به روز ِمردگان افتاده بودند. مردوک به آنان توجه کرد و بر آنان رحمت آورد.

12. مردوک به دنبال ِفرمان روایی دادگر در سراسر همه ی کشورها به جست و جو پرداخت. به جست و جوی شاهی خوب که او را یاری دهد.
آن گاه، او نام کورش پادشاه «انشان»(Anshan) را برخواند [ و ] از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.

13. او تمام سرزمین «گوتی»(Guti) و همه ی مردمان ماد را به فرمانبرداری کورش در آورد. کورش با همه ی انسان ها، دادگرانه رفتار کرد.

14. کورش با راستی و داد، کشور را اداره می کرد. مردوک خدای بزرگ با شادی از کردار نیک و اندیشه ی نیک این پشتیبان مردم خرسند بود.

15. از این رو، او کورش را برانگیخت تا راه بابل در پیش گیرد. در حالی که خود، چونان یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.

16. لشگر بی شمار او که چونان آب رودخانه، شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او، ره می سپرد.

17. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او نبونید شاه را به دست کورش سپرد.

18. مردم بابل و سراسر سرزمین سومر و اکد و همه ی فرمانروایان محلی، کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره های درخشان او را بوسیدند.

19. مردم، مردی را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ی ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.

20. منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشه ی جهان.

21. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه ی کورش، شاه بزرگ، شاه انشان، نبیره ی چیش پیش، شاه بزرگ، شاه انشان.

22. از دودمانی که همه شاه بوده اند و فرمان روایی اش را «بل»(Bel) و «نبو»(Nabu) گرامی می دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند.
آنگاه بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم :

23. همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

24. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

25. اوضاع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش، قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم. نبونید مردم درمانده ی بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.

26. من برده داری را برانداختم.
به تیره بختی های آنان پایان بخشیدم.
فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند.
فرمان دادم که هیچ کس، اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مردوک از کردار من خوشنود شد.

27. او بر من، کورش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسر من و هم چنین بر همه ی سپاهیان من.

28. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی، مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مردوک، همه ی شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند.

29. همه ی پادشاهان سرزمین های جهان، از دریای بالا تا دریای پایین همه ی مردم سرزمین های دور دست، همه ی پاشاهان «آموری»(Amuri) [ و ] همه ی چادر نشینان!

30. مرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا آشور و شوش.

31. من شهرهای «آگاده»(Agetdeh)، «اشنونا»(Eshnuna)، «زمبان»(Zamban)، «متورنو»(Meturnu)، «دیر»(Der)، سرزمین گوتیان و هم چنین شهرهای آن سوی دجله را که ویران شده بود.
از نو ساختم.

32. فرمان دادم همه ی نیایشگاه هایی را که بسته شده بودند، بگشایند.
همه ی خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود باز گرداندم. همه ی مردمانی را که پراکندهو آواره شده بودند، به جایگاه های خود برگرداندم. خانه های ویران را آباد کردم.

33. هم چنین پیکره ی خدایان سومر و اکد را که «نبونید» بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک به شادی و خرمی.

34. به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم،
باشد که دل ها شاد گردد. بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه های مقدس نخستین بازگردانم،

35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند : کورش شاه پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه.

36. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی کردم بابل پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه ی مردم، جامعه ای آرام آماده ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم ارزانی داشتم.

37. ...

38. ... باروی بزرگ بابل را استوار گردانیدم ...

39. ... دیوار آجری خندق شهر را

40. که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند.

41. ... به انجام رسانیدم.

42. دروازه هایی بزرگ برای آن ها گذاشتم، با درهایی از چوب سدر و روکشی از مفرغ ...

43. ...

44. ...

45. ... برای همیشه.

نقل از:  تارنما وابسته به «انجمن آریابوم»

27.12.2008

 

نویسنده : س. و. ز : ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

آرامگاه کوروش


در آرامگاه کوروش

نوشته ای از خود او خطاب به آیندگان وجود دارد که به این شرح است:

ای مرد هرکه باشی و از هرکجا که آمده باشی زیرا می دانم که خواهی آمد.

منم کورش شاه شاهان شاه کشورهای مختلف

که این سلطنت و کشور با عظمت را برای پارسیان فراهم آورده ام.

بنابراین براین مشتی خاک که مرا در بر گرفته است

بخل مکن و حسد مورز .

..

12.11.2008

نویسنده : س. و. ز : ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

‫کووروش کبیر

‫ ‫کووروش کبیر

‫ ..

‫درود به مردم ایران

‫درود به روان پاک " کووروش کبیر "

‫نور درخشان‌‌‌‌‌‌ ِ فکر انسانی و بشر دوستانه یه " کووروش کبیر "

و پرتو تابناک ‫اندیشه یه او ، نوری است که با ابر های تیره یه بد اندیشان

‫و تیره دلان اندکی پوشیده میشود ولی باز هم ، از همان پشت ابر هم

‫پیداست که نوری قوی در پشت آن است ، ابر ها پراکنده میشوند و نور

‫اندیشه پاک " کووروش کبیر " همچنان تابناک است و در جهان بی همتاست.

‫اندیشه ای که مجموعه یه آزادی های حقوق بشر را ، از زمان آبراهام لینکلن تا

‫بامروز ، در یکجا و در یکزمان و آنهم 2500 سال پیش اعلام کرده است ،

و چون ‫از زمانی ست که بسیار دور است ، از زمانی ست که مدنیت و

 

شهر نشینی هنوز ‫در مراحل اولیه اش بود ه ،

 

والایی این اندیشه ارزش و درخشش بیشتر ی را نشان میدهد .

" ‫کووروش کبیر " متعلق به جامعه یه جهانی است ،

 

احترام به " کووروش کبیر " و اعلامیه ‫حقوق بشر او ،

 

نشان دهنده یه شخصییت خوب و نیک بودن ، احترام گذارنده به آن است .

‫آنانی که مستقیم و یا بواسطه میخواهند " کووروش کبیر " نام او ، گفته های او

‫یا آرامگاه او را مخدوش کنند و بنحوی اهمیت او را کم کنند ، اثری از خباثت،

 

 حسادت و ‫پستی از خود نشان میدهند ، میخواهند کوچک بودن  خود را

 

در مقابل او ، با کوچک نشان دادن " ‫کووروش کبیر " بپوشانند ،

 ولی آنچه باقی می ماند بدنامی شان و حقیر بودنشان است .

‫گسترده باد اندیشه های " کووروش کبیر "

 

و پایدار و پیروز باد نام مردم نیک اندیش ایران

 

..‫

‫سوز

‫05.11.2008 - 23:30 

نویسنده : س. و. ز : ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

حقوق بشر ‫hoghughe bashar

  حقوق بشر

 ‫..

‫روز پر افتخار ، روز کوروش و نامیده شدن آن روز بنام " کوروش کبیر "

بسی افتخار ومباهات برای هر ایرانی است.

‫چنین فکر بشر دوستانه ای ، چنیین رعایت حال انسان های دیگر ،

‫آزادی دین ومذهب ، آزادی کار ، آزادی محل زندگی ، آزادی انسان ها

‫و منع بردگی، دستور باینکه کسی حق ندارد، دیگری را بزور وادار بکار کند.

‫اینها‫ نشانه های روح بشر دوستانه و انسانی " کوروش کبیر " است .

‫این نوشته ها در منشور کوروش بزرگ آمده است که حدود۱۸۸۲ م. در

بابل عراق پیدا شده و چند سال بعد بزبان امروزی ترجمه شد.

 

‫در سال ۱۲۱۵ م. مردم انگلستان یا اشراف انگلستان که بنوعی

مردم انگلستان بودند، ‫پادشاهشان را وادار کردند ، مفاد موافقت نامه ای را

برای رعایت حقوق سایرین ‫امضاء کند که از آن زمان ، بعنوان

اولین اعلامیه حقوق بشر نامیده میشد. از ‫حدود هشتصد سال پیش .

 

‫اینجا تفاوت بین یک پادشاه بسیار والامقام مانند " کوروش کبیر " است ، 

که آزادی فردی و اجتماعی به مردم میدهد.

و ‫افرادی از مردم جامعه که پادشاهشان را وادار می کنند که این آزادی ها

را بآنان بدهد و حقوق آنان را رعایت کند.

 

‫در یکجا ، یک پادشاه با اندیشه و فکر تابناک خود برای مردم ، آزادی ها یی 

فردی و اجتماعی ‫مشخص می کند و بحق می توان امروز ، بعنوان : 

اولین اعلامیه حقوق بشر ، بآن نام داد .

 

‫در جای دیگر " مردمی " در یک کشور می خواهند که پادشاه

حقوق مساوی  را ، ‫در مورد مردم رعایت کند و او را بامضای ورقه 

" آزادی حقوق مردم " وادار می کنند .

 

بیایید بنام و به یاد ، مردی‫ جهانی " کوروش کبیر " روحیه مردمان

۱۲۱۵ م. انگلیسی را پیدا کنیم ‫و همگی ‫مان ، بخواهیم که :

حقوق انسانی و اجتماعی و حقوق بشر

که ما میخواهیم ، در مورد ما باید رعایت شود .

..

سوز

21.10.2008

..

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
..
فرمان کبیر (به انگلیسی: Magna Carta، تلفظ: مانیا کارتا) که مگنا کارتا نیز نامیده می‌شود،
فرمانی است که اختیارات پادشاه انگلستان را محدود می‌کرد.
در سال ۱۲۱۵ اشراف انگلستان که از پادشاه به خشم آمده بودند، پادشاه،
پرنس جان را وادار کردند تا فرمان کبیر را در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ امضا کند.
در واقع جان انگلستان[۱] از اشراف مالیات زیادی درخواست کرده بود و این فرمان بیان می‌کرد
که حتی پادشاه نیز مشمول قانون شده و باید از آن اطاعت کند. اما به مرور زمان،
این فرمان به صورت پایه‌ای حقوقی برای همه شهروندان درآمد.
..
نویسنده : س. و. ز : ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

حق و تو " Veto Right "

 

‫‫" ‫حق وتو " ناحق است ، رای ملل بر حق است

‫..

‫«  " حق وتو " باید از بین برداشته شود و هر قطعنامه و بیانیه در سازمان ملل

" UN " باید با رای اکثریت تایید شود »

‫..

چرا پنج کشور از ۱۹۲ کشور حق پیدا کرده اند رای و نظر بقییه

‫کشورهای دیگر را باطل اعلام کنند ( و ِ تو کنند ) ؟

در حقوق بشر گفته شده است :

‫همه انسانها آزاد و برابر هستند و از حقوق مساوی برخوردار هستند.

‫..

‫وقتی اکثریت " نمایندگان مردم ۱۹۲ کشور " در موردی تصمیم میگیرند

‫و برای انجام شدن یا نشدن چیزی رای میدهند ،

‫یکی از این پنج کشور اجازه ندارد ، نظر و رای اکثریت

‫کشور های دنیا را ملغی و باطل اعلام کند و آنرا بدون اثر بکند.

‫..

‫رای این پنج کشور دارنده یه " حق وتو " هم مانند رای بقییه کشورها

‫باید دارای یک اثر و یک وزن از ۱۹۲ رای ، و مثل سایر کشور ‫ها باشد.

‫..

‫حتی اگر چهار کشور دیگر صا حب " حق وتو " هم برای موضوعی با

‫بقییه کشور ها هم رای باشند ، یک " رای وتو " از کشور پنجم میتواند

‫۱۹۱ رای کشور های عضو سازمان ملل را باطل کند.

‫پس این " حق وتو " غیر عادلانه و باطل است و حقوق بقییه ملل را

‫نادیده میگیرد.

‫..

‫این پنج کشور آقای دنیا نیستند و کشور های دیگر هم برده یه این

‫پنج کشور نیستند.

" حق وتو " حق رای و حق برابری ملل دیگر دنیا را نادیده میگیرد

‫و آنرا بی فایده میکند.‫

‫..

‫مردم امریکا نمی توانند باور کنند که حق رای و نظر مردم اروپا ،

‫آسیا یا آفریقا را انکار کنند و نادیده بگیرند و آنرا بی اعتبار بخوانند.

‫همچنین مردم اروپا و آسیا نمیخواهند تصور کنند که نظر و رای مردم

‫امریکا بی اعتبار است و باید آنرا نادیده گرفت.

‫..

پس " حق وتو " با آزادی و برابری و حقوق بشر هماهنگ نیست

‫و‫ باید وجود آن بی اعتبار اعلام شود.

‫..

سوز

‫19.08.2008

نویسنده : س. و. ز : ٤:۱٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد